مقدمه

خرید بک لینک

بازم تو مسیر برگشت به خونه از سرکار حسابی با هم بحث کردیم انقدر قدرتمند صحبت می کنه که حتی خوده من باورم می شه . چه کاری از دستم بر میاد وقتی تورو یجوری می نشونه سر جات که می گی خودم مقصرم من باید سکوت کنم آخر بی منطقیه محض . حرفش رو گوش کنم و بگم من سر کار نمی رم بمونم خونه که آقا بتونه تمرکز کنه به چه ضمانتی این کارو بکنم بشینم خونه شغلمو از دست بدم  . آیا نجات بخشی هست . خدایا خداوندا خودت پناهم بده 

مقدمه...

ما را در سایت مقدمه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 19:24

سال ۸۴ بود که پر از شور و هیجان جوانی بودم با آدمهای مختلفی آشنا شدم و در شوق تشکیل یک زندگی آرمانی نمی دونم چجوری شروع شد که با همسرم تصمیم به ازدواج گرفتیم البته که می دونم ولی بسیار مفصله ونمی خوام برگردم به قبل ازدواج . ولی زمانی شد که نگاه کردم دیدم ۲ سال از زندگیم گذشته و با سن ۲۶ سالگی در بزرگترین مشکلات زندگی غرق شدم . و اینگونه بود که شروع زندگیه تک نفره ولی دو نفره ی ما پا به یک دنیایه دیگه گذاشت مقدمه...

ما را در سایت مقدمه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 19:24

صفحه بندی